X
تبلیغات
بازی تراوین

اولین اظهار نظر رسمی در مورد پرونده شهید حجه الاسلام صبائی

1392/05/22 ساعت 12:26

مراسم ششمین سالگرد شهادت اولین امام جمعه شهرستان ساوجبلاغ روز شنیه 24فروردین 92 در مصلی شهر هشتگرد برگزار می شود.



معاون سیاسی انتظامی فرمانداری ساوجبلاغ گفت:این مراسم همزمان با سالروزشهادت حضرت فاطمه زهرا (س) وتشیع پیکر پاک شهدای گمنام شهرستان از ساعت 17 برگزار می شود.
ابوالقاسم پالیزگیر افزود:بعد از تشیع پیکر شهدا از میدان بسیج تا میدان امام واز میدان امام تا مصلی هشتگرد با حضور اقشار مردم هیئت های عزاداری محله های مختلف ساوجبلاغ  برگزار و در این مراسم به عزاداری می پردازند.
وی گفت: حجت الاسلام عباس صبائی سال 86 در شب (شام شهادت حضرت زهرا صحیح می باشد) شهادت حضرت فاطمه (س) بدست عناصر فرقه ای ،مقابل منزلش در شهر هشتگرد به شهادت رسید.

او افزود:این شهید بزرگوار افزون برخدمات فرهنگی و مذهبی در دوران امامت جمعه ،،موسس حوزه علمیه امام جعفر صادق (ع)این شهرستان بود.


منبع خبر: http://p-sepidar.com/ejtemayi/23246.html

http://www.mehrnews.com/TextVersionDetail/1586689

http://p-alb.ir/Default.aspx?tabid=258&articleType=ArticleView&articleId=7174&language=fa-IR

http://karajrasa.ir/fa/news/view/9604

و......

del.icio.us  digg  newsvine  furl  Y!  smarking  segnalo

جریان انحرافی مکتب (به نقل از سایت محاکمه)

1392/02/17 ساعت 08:09
یکی از فرقه های فعال غلات (فرق اسلامی) در کشور،فرقه موسوم به اهل حق می باشد که در ایران بیشترین جمعیت فرقه ای را به خود اختصاص می دهند.
اگر چه این فرق و سران آن به عنوان یک مسلک همگرا با انقلاب و حکومت تلقی می گردند،اما در سالهای اخیر برخی جریانات اهل حق با سوء استفاده از این تلقی مسئولان و نخبگان،موجب برخی مشکلات برای نظام و انقلاب شده اند.
اهل حق بنابر نظر برخی از محققین(که نظریه صحیحی هم می باشد) 12 خاندان و جریان دارد که این خاندانها تحت دو عنوان دسته بندی می شوند:
- خاندانهای اولیه(اصلی)
- خاندانهای ثانویه(فرعی)
خاندانهای اولیه به خاندانهائی گفته می شود که توسط سلطان اسحاق(موسس فرقه اهل حق) بنا شده است و تعداد آن هفت خاندان می باشد.خاندانهای ثانویه یا فرعی هم به خاندانهائی گفته می شود که به مرور زمان ودر اثر قدرت گرفتن رهبران آنها به جریان و خاندانی مستقل تبدیل شده اند و در واقع از دل خاندانهای اولیه شکل گرفته اند که تعداد آنها پنج خاندان می باشد.
خاندانهای اولیه:
- شاه ابراهیمی
- مصطفائی
- عالی قلندری
- یادگاری
- باویسی
- میرسوری
- خاموشی
خاندانهای ثانویه:
- آتش بیگی
- ذوالنوری
- باباحیدری
- شاه حیاسی
- جریان انحرافی مکتب
آنچه در این نوشتار قصد داریم به بررسی آن بپردازیمجریان و خاندان مکتب است که یکی از شاخه های اهل حق محسوب می شود.
جریان انحرافی مکتب که یک جریان منحط می باشد توسط شخصی به نام فتح الله جیحون آبادی با نام مستعار نور علی الهی به وجود آمد و رهبران آن از دل خاندان شاه حیاسی حیات پیدا کرده اند(خاندان شاه حیاسی به دراویش اهل حق معروف هستند)
هم اکنون رهبری این جریان سیاسی به دست پسر نور علی الهی به نام دکتر بهرام الهی است،وی در حال حاضر متواری است و جریان سیاسی و انحرافی مکتب را از فرانسه هدایت می نماید.
جریان انحرافی مکتب به لحاظ ساختاری و تشکیلاتی به روش گروهگ رجوی و منافقین عمل می نماید بدین صورت که بهرام الهی نزد مکتبیون به عنوان رهبر معنوی تشکیلات و همسرش مینو توکلی مسئولیت اجرائی اداره تشکیلات جریان را بر عهده دارد
این جریان انحرافی با فعالیتهای تشکیلاتی و پنهانی خود که همسو با منافع جبهه معارض انقلاب اسلامی(بالاخص کشور فرانسه) است نه تنها همگرا با انقلاب و نظام اسلامی نیست بلکه روز به روز بر سطح فعالیتهای معارضانه خود بر علیه نظام و انقلاب می افزاید
برخی از فعالیتهای تشکیلاتی و پنهانی این جریان عبارتند از:
1- اقدام به تاسیس انتشارات کتاب "جیحون" و چاپ کتب ضاله از طریق این انتشارات.
2- خرید فروشگاه کتابی با نام جیحون بر نشر کتب ضاله روبروی درب دانشگاه تهران
3- ترورهای هدفمند در حذف فیزیکی جداشدگان از این جریان انحرافی و مخالفین این جریان اعم از اهل حق،شیعه و......
4- اذیت و سلب آرامش از کسانیکه به هر نحو به نقد افکار و عقاید این فرقه می پردازند که در این مورد میتوان به تعرض و تحرکات این جریان در مقابل چاپ کتاب ارزشمند سلوک در تاریکی نوشته استاد خلیفه مازندرانی اشاره نمود که بعد از چاپ این کتاب طرفداران این جریان با حمایت و دستور رهبر خارج نشینشان چاپخانه و انتشارات این کتاب را آتش زدند تا جاییکه که ناشر مجبور شد این کتاب را از سطح کتابفروشی ها جمع کند{با اقتباس از کتاب استاد الهی در نگاهی به آثارالحق ص9}
5- ارتباط با افراد ضد ایرانی و سرویس های جاسوسی غربی که از جمله می توان به موارد ذیل در کشور فرانسه اشاره نمود:
- ارتباط دکتر بهرام الهی و همسرش مینو توکلی با نیکلاس سارکوزی (رئیس جمهور سابق فرانسه).این ارتباط تاجایی پیش رفت که در زمان تصدی وزارت کشور،مجلس فرانسه از نیکلاس به خاطر ارتباطش با دکتر بهرام الهی توضیح خواست.
- اهدای زمین شهری در حاشیه شهر پاریس جهت دفن خواهر نور علی الهی با نام ملک جان نعمتی معروف به شیخ جانی که هم اکنون این منطقه محلی توریستی محسوب می شود.
6- نفوذ برخی افراد و وابستگان به این جریان در پستهای حساس در داخل و خارج از کشور یکی دیگر از فعالیتهایی معاندانه است که با هدف سوق دادن امکانات و حمایتهای سیاسی به سمت این جریان صورت می پذیرد.
در پایان به اطلاع محققین عزیز می رساند که این جریان به هیچ وجه یک جریان مذهبی نبوده و نیست ولی در لوای این جریان جریان های مذهبی همیشه در تلاش است که افرادی را وصل به بدنه این جریان نماید.
به نقل از سایت محاکمه

del.icio.us  digg  newsvine  furl  Y!  smarking  segnalo

اطلاعاتی پراکنده(ولی مهم)در مورد جریان سیاسی و انحرافی مکتب

1392/02/16 ساعت 11:37
برخی مطالبی که در مورد جریان مکتب به نظرم جالب بود برای اطلاع دوستان در این پست می گذارم امیدوارم دوستان با دقت نظر خود بدون شرح دریابند که......
 
اول: نور علی الهی در آثارالحق جلد یک گفتار ۱۸۲۷ می گوید: تمام شاهنامه حقیقت را پدرم در ظرف چهل روز فرمودند.12.gif
 
دوم: اینکه شاهنامه توسط نعمت الله جیحون آبادی گفته می شده و نور علی الهی کاتب آن بوده است.
 
سوم: فصل بیست و یکم آثارالحق جلد یک تماما مربوط به پدر نور علی الهی (نعمت الله جیحون آبادی) است.
 
چهارم: نور علی الهی می گوید: مثل فرفره به دور خود می چرخیدم و موهای بلندم منظره ای ایجاد می کرد. لازم به ذکر است تمام دراویش حاج نعمت الله جیحون آبادی طبق سنتی که نعمت الله بدعت کرده بود موهای خود را بلند نگه می داشتند.
 
پنجم: دم مرگ پدر نور علی الهی یعنی نعمت الله جیحون آبادی وصیتی جالب دارد که در آن می گوید: از او یعنی نور علی الهی راضی هستم به شرط اینکه راه من را برود!! اما به نظر شما نور علی الهی راه پدر را ادامه داد یا اینکه این فرقه را تبدیل به یک جریان سیاسی نمود؟؟!!
 
ششم: نور علی الهی به مینو توکلی علاقه خاصی داشته است.شاید یکی از دلایل آن را می توان استفاده از ثروت آن دانست و یا اینکه اولین زنی بود که بعد از دو زن مطلقه دیگر دکتر بهرام توانسته بود با بهرام الهی زندگی کند.و یا اینکه مینو توکلی از لا ابالی ترین زنان منطقه و رهبران از این لا ابالی گری سوء استفاده می کرد.
 
هفتم: کوچکترین پسر نور علی الهی نامش شاهرخ الهی است او موسیقی دان و در واقع تنبور زن است و برخی معتقدند روح موسیقائی نور علی الهی معروف به استاد الهی در او حلول نموده است.او با بهرام الهی اختلافات بسیاری دارد و برای همین مساله هیچگاه با بهرام الهی در یک مکان با هم جمع نمی شوند و حرفی از هم نمی زنند.
 
هشتم: شاهرخ متولد ۱۳۲۸ بوده و از سال ۱۳۵۶ در فرانسه زندگی می کند.او چشم پزشک است. شاید بتوان شاهرخ الهی را بعد از مرگ بهرام الهی مفروض دانست.

del.icio.us  digg  newsvine  furl  Y!  smarking  segnalo

نهادینه کردن ترور در جریان سیاسی و انحرافی مکتب نور علی الهی

1392/02/16 ساعت 11:32

یکی از انحرافات واقعی و سیاسی جریان مکتب که روند رو به رشد تروریست بودن این جریان را تسریع کرد همین ترورها و حملات به مخالفین این جریان بود که با دستور مستقیم رهبران این جریان از جمله نعمت الله جیحون آبادی انجام می گرفت.یکی از فرازهای اعتراف سیاوش نخبه زعیم { مکتبی توبه کرده } به همین بحث ترورها اختصاص یافته است که در آینده نزدیک این نوار را هم برای شما در وبلاگ خواهم گذاشت.


اما نکته قابل توجه اینکه گروه مکتب بعد از پخش این اعترافات تمام این اعترافات را به نحو عجولانه ای تکذیب نمود غافل از اینکه در کتاب آثارالحق خود نور علی در یکی از گفتارها به این مسئله و به افراد تروریست اشاره می نماید.


حال به گفتار 1781 صفحه 559 آثارالحق گوش کنید بعدا خودتان در مورد ترور امثال خلیل عالی نژاد قضاوت کنید:


درویش صفی خان و درویش برقی و درویش اله جلاد واقعی بودند و همیشه منتظر امر حاجی {نعمت الله جیحون آبادی} بودند.

del.icio.us  digg  newsvine  furl  Y!  smarking  segnalo

جریان انحرافی مکتب نور علی الهی

1392/02/16 ساعت 11:20
همه ادیان و مکاتب مورد تهدید جریانی به نام افراط گرائی قرار گرفته اند.یکی از فرقه های افراطگرا،فرقه موسوم به اهل حق است که غلو در مقام امام علی علیه السلام از سرفصلهای اعتقادی آنان است و در واقع از فرقه های غلات محسوب می شوند.
اهل حق یازده خاندان دارد که یکی از خاندانهای یازده گانه اهل حق شاه حیاسی(شاه هیاس،ایاز)است.موسس این خاندان از اهل حق شاه ایاز بوده و طبق نوشته های منسوب به این فرقه در سال 1125هجری متولد و از همان دوره جوانی خود را مظهر الوهیت خوانده است.
این خاندان از اهل حق به دروایش معروف هستند(یعنی خاندانی که انتسابش به موسس فرقه معلوم نیست)و از سادات محسوب نمی شوند.
درسلسله رهبران خاندان شاه حیاسی در سالهای 1338تا1353فردی به نام نور علی الهی رهبری این خاندان از اهل حق را برعهده میگرد.در این سالها نور علی الهی با زیرکی تمام زمینه های تشکیل یک جریان مذهبی و سیاسی را که بعدها به نام مکتب ضاله نور علی الهی معروف شد فراهم آورد.در فاصله زمانی تشکیل جریان مکتب ضاله نور علی الهی رهبران اهل حق بر علیه نور علی الهی موضعگیری کردند واو را مرتد و مکتبش را گمراه کننده معرفی کردند.
نور علی الهی کیست؟!
او در سال 1274در روستای جیحون آباد صحنه کرمانشاه به دینا آمد و از کودکی در کنار پدر که یکی از بزرگان اهل حق بوده به ریاضتهای غیر شرعی می پرداخته و بعد از فوت پدر در سن28سالگی زادگاه خود را ترک کرده و ساکن تهران گردید.
فتح الله جیحون آبادی معروف به نور علی الهی مدت 28 سال وارد کارهای دولتی شد(1308-1336)وی در شهرهای کرمانشاه،قم،تهران و شهرهای دیگر قاضی رژیم پهلوی بود.وی در سن62سالگی بازنشسته و این زمانی بود که افکار شیطانی در قالب یک خواب شوم سرنوشت نور علی الهی را سیاه تر از قبل نمود.
نور علی الهی
او شروع و جرقه آغاز مکتب ضاله خود را مستند به یک خواب نموده و بیان می کند(در زیارت نجف که بودم سوال کردم خداوندا این رویه ای که من اتخاذ کرده ام آیا اشتباهی دارد یا نه؟شب حضرت مولا آمدند و فرمودند:دین تو دین ابداعی است ولی نیک ابداعی است در این موقع پرده عوض شد و دیدم دو نفرآمدند و با هم صحبت می کنند یکی به دیگری می گوید:دیدی که خود مولی آمد و دین فلان کس(نور علی) را تصویب نمود،پس فلان کس پیغمبر شد.{آثارالحق جلد یک صفحه644گفتار1939}
آری تمامی دین سازان همینگونه کارشان را آغاز کردند!افسوس که مجال ارائه شواهد بیشتر نیست اما اگر سرآغاز فعالیت شیخیه ،بابیه،بهائیت و......... را مورد مطالعه قرار دهید چیزی نظیر همین مطلب دستگیرتان خواهد شد.
نور علی الهی در خصوص حل تعارضات بین اسلام و اهل حق سعی فراوان نموده اما نه تنها موفق نبود بلکه ادعاهائی مطرح کرد که بعدها چه از طرف رهبران اهل حق چه از طرف علمای شیعه رد شد.از جمله ادعاهای او می توان به موراد ذیل اشاره نمود:
1-ادعای تاسیس دین جدید{آثارالحق جلد یک صفحه644گفتار1939}
2-ادعای پیامبری{آثارالحق جلد یک صفحه644گفتار1939}
3-ادعای حل مشکل علمی ابن سینا در خواب{آثارالحق جلد1)
4-ادعای تحریف به تحذیف قرآن کریم({آثارالحق جلد یک صفحه394گفتار1308}
5-نور علی الهی در جائی می گوید:ذات علی وسلطان یکی است وشیدای هر دو هستم اما سلطان را از علی بیشتر دوست دارم.(آثارالحق ج1ص536گفتار1725)
و هزاران ادعای دیگر که مجال بحث در مورد آنها وجود ندارد.
نور علی الهی دارای آثار مکتوبی از قبیل کتاب برهان الحق می باشد.برهان الحق به منزله رساله عملیه سلوکی پیروان مکتب اوست.(به فتوای تمامی مراجع کتابهای نور علی الهی ضاله و خرید و فروش آن جایز نیست) وی علاوه بر تالیف به سخنرانی های دامنه دار در محافل اهل حق می پرداخته که مجموعه سخنان او به وسیله فرزند او دکتر بهرام الهی گردآوری و در دو جلد با عنوان آثارالحق منتشر شده است و هم اکنون تعالیم او به وسیله فرزندش با رنگ و لعاب علمی در جامه جدید و فریبنده عرضه می شود.
پس از فوت نور علی الهی شیخ جانی(خواهر نور علی الهی) برای مدتی کوتاهی رهبری این مکتب را در ظاهر بر عهده داشت اما در واقع صحنه گردان مکتب در این ایام هم کسی جز بهرام الهی نبود. دکتر بهرام، فرزند نور علی، به قدرت رسید و رهبری جریان انحرافی مکتب را به عهده گرفت. با به قدرت رسیدن دکتر بهرام، وی با کمک­های مالی فراوان همسرش به نام مینو توکلی و با بهره­گیری از هدایت­ها و مساعدت­های سرویس جاسوسی فرانسه، فرقه مکتب را با ترمیم روش­ها و ساماندهی امورات به یک سازمان پیچیده منظم، مانند گروهک منافقین تبدیل کرد. نامبرده در حال حاضر متواری است و از کشور فرانسه این جریان را هدایت می­کند. او با به روز کردن تفکرات عناصر مکتبی، موفق به تحقق بسیاری از آرزوهای پدرش که در آن زمان شرایط تحقق و علنی شدن آن­ها برای نور علی فراهم نبود، شده است. ساختار تشکیلاتی تدوین شده در زمان دکتر بهرام برای مکتب را می­توان بدین شرح ترسیم نمود:
الف- مکتب به لحاظ تشکیلاتی به روش گروهک منافقین عمل نموده و یک کپی برداری از این گروهک می­باشد، بدین صورت که خود دکتر بهرام در نزد مکتبیون به عنوان رهبر معنوی فرقه و تشکیلات به شمار می­رود و همسرش، مینو توکلی، مسئولیت هدایت اجرایی تشکیلات را بر عهده دارد.
ب- این فرقه در تربیت نیروهای وابسته، با راه­اندازی کلاس­های آموزشی موسوم به کلاس­های جانبی و جَم عمومی برای تمامی مقاطع سنی تحصیلی از روش­های تربیتی بهائیت تقلید می­کند.
گفتنی است که دکتر بهرام الهی در یک اقدام حساب شده و تشکیلاتی در سال1363 هـ ش تمامی وابستگان فرقه­ای خود را ملزم نمود که با تراشیدن سبیل­ها، خود را شیعه اثنی عشری معرفی نمایند. این کار دکتر بهرام، حاشیه­ای امن برای مریدان این فرقه درست کرده است.
مناطق محل سکونت مکتبی­ها:
صحنه کرمانشاه، هشتگرد کرج، کلاردشت و مناطقی از گرمسار، از جمله مناطق محل سکونت این خاندان می­باشد.

del.icio.us  digg  newsvine  furl  Y!  smarking  segnalo

فعالیتهای شهید حجه الاسلام و المسلمین عباس صبائی

1391/09/22 ساعت 09:03

شهید حجه الاسلام و المسلمین عباس صبائی در شامگاه 27 خرداد 86 و در شام شهادت حضرت زهرا (سلام‌الله علیها) بعد از فریضه نماز مغرب و عشاء در شهر هشتگرد توسط جریان سیاسی تروریستی مکتب نور علی الهی از فرقه اهل حق ترور و با گلوی بریده به محضر ارباب بی کفن امام حسین علیه السلام شرفیاب شدند.

متن زیر گوشه هایی از فعالیتها و اقدامات انجام شده توسط این شهید بزرگوار است:


- برگزاری کلاسهای عقیدتی،جلسات مناظره و.....


گسترش و نفوذ فرقه ضاله اهل حق و مخصوصا جریان مکتب نور علی الهی که یکی از شاخه های جدا شده از اهل حق ، در شهرستان هشتگرد که به تدریج موجب نفوذ انها در ادارات و مدارس شده بود ایشان را بر آن داشت تا با برگزاری کلاسهای اصول عقاید،جلسات مناظره آنها را با انحرافاتی که به ان گرفتار شده اند آشنا کند.

از همین رهگذر بسیاری از جوانان مسیر حقیقت و صحیح را یافتند و خویش را در چشمه سار زلال ناب اسلام محمد ص شستشوئی دادند.


- رفع تنگناهای معیشتی مردم


با توجه به اینکه هشتگرد تقریبا به دست افراد فرقه اهل حق (مکتبی ها،کردها،ترک ها) اداره می شد و مغازه ها و مراکز خدماتی در اختیار آنان بود و مسلمانان برای تهیه بعضی از امور معاش خود مانند نانوائی و لبنیات از جهت حلیت و طهارت اسلامی در محدودیت بودند حجه الاسلام و المسلمین شهید صبائی به تاسیس بناهای تجاری و عمومی دست زدند تا این تنگنا مرتفع شود.(لازم به ذکر است که با توجه به عقاید و افکار منحط در میان نخبگان و خواص اهل حق مانند حلول و تناسخ و عدم اعتقاد به نماز و ..... این افراد در زمره کفار و نجس محسوب می شوند و لذا باید از ذبیحه و ...... استفاده ننمود)

در ادامه و پستهای بعدی به خدمات این شهید سعید که در شهر قم (قبرستان شیخان) دفن شده است اشاره خواهم نمود.


پستهای مرتبط:

http://www.yarsan.blogsky.com/1391/03/01/post-158

http://ahlehagh.parsiblog.com/Posts/53

http://12-14.blogfa.com/page/klgyr.aspx

del.icio.us  digg  newsvine  furl  Y!  smarking  segnalo

پیدا و پنهان فرقه «مکتب»

1391/07/22 ساعت 16:19

مرشدان گم کرده ره،
یکی از اصول مهم عقاید اهل حق، حلول و تناسخ است و اساس این آیین بر این عقیده استوار است و مهم‌ترین وجه تمایز پیروان این مسلک با دیگر مسلمانان است با آن‌که اسلام به‌شدت با حلول و تناسخ مخالف است، پیروان نورعلی الهی که خود را مسلمان و حتی شیعه اثنی عشری جلوه می‌دهند از این اندیشه با عنوان «دون به دون شدن» و «زندگی متوالی» سرسختانه دفاع می‌کنند و به آن باور دارند.

  یکی از فرقه‌های انحرافی فرقه موسوم به مکتب «نورعلی‌الهی» است که توسط یکی از پیروان فرقه اهل حق در ایران راه‌اندازی شده است. فتح‌الله جیحون آبادی ملقب به نورعلی الهی در تاریخ 19/6/1274 در روستای جیحون آباد صحنه متولد شد. وی از کودکی علوم مقدماتی را نزد پدرش (که از سران فرقه اهل حق و یکی از غلات بود)فراگرفت و سپس به سیر و سلوک و ریاضت‌های غیرشرعی و سلیقه‌ای پرداخت.

 
نورعلی پس از فوت پدر زادگاه خود را ترک کرد و عازم تهران شد. وی از سال 1308 تا 1336 به‌مدت 28 سال در شهرهای کرمانشاه، قم، تهران، خرم آباد و شهرهای دیگر در دستگاه قضایی رژیم پهلوی مشغول به کار بوده و این مدت طولانی به او آموخته است که با زیرکی تمام، به گونه‌ای سخن بگوید که به ادعای خودش عارف و عامی هیچ یک نتوانند آن را رد کنند.

نورعلی الهی که تا حدودی با برخی از معارف اسلامی آشنایی داشته، نقش تعیین‌کننده‌ای در توجیه و تدوین عقاید مکتب ساختگی خود ایفا کرده است. نورعلی الهی در سال 1336 در سن 62 سالگی بازنشسته می‌شود و در این سال است که فکر و اندیشه مکتبی ساختگی و دروغین که نه به اسلام و تشیع نزدیک است و نه به اهل حق به ذهن او می‌رسد. در این ایام است که نورعلی با بیان یک خواب ساختگی و شیطانی، شروع مکتب خود را رسماً اعلام می‌کند و خود را پیامبر می‌نامد.

 
نورعلی، آغاز مکتب خود را مستند به یک خواب کرده و بیان می‌کند در زیارت نجف که بودم سوال کردم خداوند این رویه‌ای که من اتخاذ کردم آیا اشتباهی دارد یا نه؟ شب حضرت مولا آمدند و فرمودند دین تو دین ابداعی است؛ ولی نیک ابتدایی است؛ در این موقع پرده عوض شد و دیدم دو نفر آمدند و با هم صحبت می‌کنند یکی به دیگری می‌گوید: دیدی که خود مولا آمد و دین فلان کس (نورعلی)را تصویب کرد پس فلان کس پیامبر شد. (آثار الحق، ج 1، ص 644، گفتار 1929)

تفکرات نورعلی الهی(جریان مکتب)

شاکله و اجزای شکل‌دهنده یک جریان تفکر و نظریات موسس آن جریان است. لذا برای آشنایی با یک جریان یا فرقه‌ای ابتدا باید تفکرات و انحرافات موسس را شناخت. از آنجایی که موسس جریان مکتب نورعلی الهی است باید تفکرات وی را بررسی کرد تا از بازشناخت تفکرات وی پی به عقاید و انحرافات جریان مکتب ببریم.
آنچه که ما در شناخت تفکرات موسس مکتب ابداعی یاری می‌کند، سخنرانی‌ها و کتاب‌هایی است که نورعلی الهی در بیان افکار و عقاید جریان مکتب نوشته است.
مجموعه سخنرانی‌های وی در کتاب «آثار الحق» و رساله عملیه این جریان در کتاب
«برهان الحق» به رشته تحریر درآمده است که کار را برای شناخت این جریان راحت‌تر می‌کند.

 1- مکتب ما دانشگاه مولاست-
2-  باید دستورات شرع طابق النعل بالنعل رعایت شود؛
3-  ما باید همان‌طور که مولا رفتار کرده است رفتار کنیم-
4- هر چه با ادل‌های اربعه مطابقت نکند ما پذیرای آن نیستیم-
 5- مذهب ما شیعه اثنی عشریه جعفری است-
 6- هر آنچه مانوشته‌ایم استنباط از قرآن بوده است.

 
اکنون با توجه به گفتارهای فوق نظر شما را به گفتارهای دیگری از نورعلی الهی جلب می‌کنیم که نقض‌کننده تمامی گفتارهای فوق است و تنها هدف وی از این گفتارها فریب افکار است. گفتارهایی فهرست وار با آدرس دقیق که مخالف بودن آنها با تاریخ احادیث، آیات قرآنی و عقل، محرز است. از کتب موجوده منتشره که در اختیار مردم گذاشته شده است نقل می‌شود تا خوانندگان محترم خود قضاوت نمایند.
1- دین همین است که من گفته‌ام بقیه حاشیه و فروعات است (آثار الحق، ج1. گفتار 2077) 2- سرانجام(کتاب مقدس اهل حق)عین قرآن است هر کس قرآن را فهمید، سرانجام می‌فهمد و هر کس هم سرانجام را فهمید قرآن را فهمیده است (آثار الحق، ج 1، گفتار 1587) 3- ما می‌گوییم خدا به جان آن سیبل هایت ما را به رشته امتحان در نیاور (آثار الحق ج 1، گفتار 165) 4- وقتی به مقام وحدانیت رسید، دیگر تفرقه فکری برایش باقی نمی‌ماند احتیاجی هم به ترتیب در عبادات مقرره ندارد (آثار الحق ج 1، گفتار 253) 5- ما کاری به فروعات نداریم (آثار الحق، ج 1، گفتار 3004) 6- ما پیرو دین سلطان اسحاق هستیم همه‌اش را تحقیق کرده‌ام نه تقلید عمل می‌کنم و هیچ اصراری هم ندارم کسی قبول کند یا نه (آثار الحق، ج 1، گفتار 1570)  7- خدا را خدعه ‌گر و مکار معرفی می‌کند (آثار الحق، ج 1، گفتار 1784) 8- ذاتت حق در هر لباسی ظاهر می‌شود حتی به لباس گدای فقیر و کثیف (آثار الحق، ج 2، گفتار 305) 9- ما هرچه نوشته‌ایم استنباط از قرآن بوده (آثار الحق، ج 2، گفتار 1384) 10- دایره وار جمع گرفتن همه جا قبله است ودیگر جهتی نیست (آثار الحق، ج1، ص 197 گفتار 692) 11- کعبه ما همان جم است پس وقتی در جم حاضر می‌شویم باید احرام ببندیم(آثار الحق، ج2، گفتار 234) 12- نورعلی، علم خداوند را منکر است و می‌نویسد: خدا نخواست بداند که عزازیل سجده خواهد کرد یا نه... زیرا اگر خدا می‌دانست که عزازیل کدام راه را انتخاب خواهد کرد (آثار الحق، ج 1، گفتار 612) 13- نورعلی الهی خوردن چای را حرام می‌داند و می‌گوید: اگر من را بین مرگ و چای خوردن مخیر بگذارند، مرگ را انتخاب می‌کنم (آثار الحق، ج 1، گفتار 628) 14- سلطان (اسحاق را از علی بیش‌تر دوست دارم، چون ذات سلطان بعد از علی بوده و تکمیل‌تر از جامه علی است (آثار الحق، ج1، گفتار 1570) 15- نورعلی خط می‌کشد حتی عزازیل هم از این خط نمی‌تواند بگذرد (آثار الحق، ج 1، گفتار 1880) 16- من شاگرد واقعی علی هستم؛ زندگی من و مولا کاملا شبیه هم است (آثار الحق، ج1، گفتار 1967) 17ـ خضر، مسیح، حضرت حجت هر سه بنیامین (از رهبران اهل حق) هستند (آثار الحق، ج2، گفتار 387) 18ـ داود، مظهر امام رضایت و فریادرس است، سلطان مظهر علی و بنیامین مظهر امام صادق است (آثار الحق، ج 2، گفتار 152) 19ـ اهانت به حضرت موسی می‌کند و می‌گوید موسی لکن، لال، بی‌سواد، تندخو و عصبانی بوده (آثار الحق، ج1، گفتار 761) 20ـ اهانت به مجتهد و مریدهای او (آثار الحق، ج1، گفتار 408) 21ـ من مخالف کسانی هستم که می‌گویند پیغمبران معصومند (آثار الحق، ج1، گفتار 527) 22ـ من به قرآن و حدیث کاری ندارم (آثار الحق، ج1، گفتار 1056) 23ـ قرآن در اصل 32 جز بوده است (آثار الحق، ج1، گفتار 1386) 24ـ فقط قرآن است که از آن تحذیف شده (آثار الحق، ج1، گفتار 494)

نورعلی ادعای مسلمانی و اهل حق بودن را شعار قرار داده تا مسلمان و خاندان‌های اهل حق را به دین ابداعی خود که نه شباهت به اسلام دارد و نه اهل حق، دعوت کند. آری این‌گونه است که نورعلی اتباع خویش را در خط انهدام اسلام تربیت می‌کند و می‌گوید: این‌که در اسلام این‌قدر درباره نماز و روزه مرسومی سخت گرفته‌اند برای این است که شعائر دینی از بین نرود و دین باقی بماند و الا برای ما همان حضور قلب، با هر زبانی، کافی است. (آثار الحق، ج1، گفتار 699)


این‌گونه کلمات چنان لطمه‌ای به اساس اعتقادات ناآگاهان از حقایق امور عبادی می‌زند که وصفش غیرممکن است؛ در معنا نماز- که در جاهای گوناگون با تاکیدات فراوان در قرآن کریم به آن سفارش شده است و ترکش به عمد و به هر قصدی کفر می‌آورد- را یک سیاست حفاظت از دین می‌شناسد. مگر دین جز نماز و روزه، حج و جهاد، خمس و زکات و... چیز دیگری است؟!
 
توبه نورعلی الهی

وقتی نورعلی الهی با ارایه تفکرات ابداعی خود از سوی اهل حق، رانده شد و مورد کم لطفی قرار گرفت، برای این‌که خود را از این غربت نجات دهد با ورود به دفتر آیت‌الله بروجردی به همراه چند تن دیگر از مریدان خود اعلام کرد که من شیعه هستم و از اعتقادات اهل حق توبه کرده‌ام که البته این حرکت نمایشی تنها برای تثبیت موقعیت متزلزل خود بوده و تمامی این حرف‌ها و حرکات نورعلی، نیرنگ و فریب افکار عمومی بوده، زیرا با نگاهی به آثار عملکرد او بعد از توبه می‌توان این نتیجه را گرفت که نورعلی جسورتر از گذشته به ابراز عقاید شوم پرداخته است.

ادامه مطلب ...

del.icio.us  digg  newsvine  furl  Y!  smarking  segnalo

مجازات اعدام در انتظار عاملین ترور دو نفر از سادات اهل حق

1391/03/01 ساعت 09:03

در جریان تخریب قبر نور علی الهی یا همان فتح الله جیحون آبادی عده زیادی از مردم هشتگرد و کرمانشاه و.... حضور فعال داشته اند. 

یکی از کارهایی که در آن سال ها با کار تشکیلاتی جریان مکتب به سرکردگی بهرام الهی انجام داده بود:شناسائی افرادی که دخیل در این تخریب بودند. 

در سالهای اخیر افرادی را که شناسائی شده بودند مورد هجوم و ترور قرار داده و برخی از اینان را به قتل رسانده اند. 

در سال گذشته دو نفر از سادات اهل حق را که از بازماندگان مساله تخریب بوده است ترور کرده اند. و هم اکنون در چنگال عدالت افتاده و منتظرند تا به دار مجازات آویخته شوند. 

البته برای ما هنوز جای سوال است که چرا قاتلین آقای صبائی (امام جمعه سابق هشتگرد) متواری هستند و از طریق پلیس بین الملل در فرانسه کاری برای بازگشتشان انجام نشده است. 

به امید روزیکه جهان پر از عدل و داد شود. 

به امید روز ظهور

del.icio.us  digg  newsvine  furl  Y!  smarking  segnalo

بی حرمتی نور علی به امام حسین ع

1389/10/12 ساعت 14:35

بسم الله الرحمن الرحیم

گمان نکنم که بعد از خواندن چنین جسارت نامه ای که ناچار ناقل آن شدم روح عظیم امام الشهداء از من راضی شود اما چه کنم حقایق را باید گفت و نقاب از چهره دروغگویان باید برداشت.تا درس عبرتی برای دیگران باشد تا به ذاحتی دروغ نگویند و بدانند کسانی هستند که آنها را رسوا می کنند و نقاب از چهره نفاق آنها بر می دارند.

موضوع واقعه ای است که در عتبات عالیات برای نورعلی الهی رخ داده است او می نویسد:زمانی که در عتبات بودم به زیارت سید الشهداء رفتم تا در آنجا بودم هیچ خبری از طرف ایشان(منظور سید الشهداء) نشد،برگشتم به شاه نجف دیدم آنجا ظاهر شد(منظورش سید الشهداء است)و فرمود برای من سوء ادب بود در مقابل حضرت مولی عرض اندام کنم،چون شما مهمان ایشان بودید آن وقت در مقابل من آنقدر(منظور سید الشهداء)خود را کوچک نمودند مثل اینکه شخصی در مقابل شخص خیلی بزرگی خود را کوچک نماید.

ظاهرا گوینده در بافتن چنین فضیلتی برای خویش دچار شتاب شده است او می خواهد با این خیالبافی ها برای خود مقام و منزلتی فراهم آورد و به اصطلاح عوامانه مولی را خرج خود کند.اما غافل از اینکه هر انسان ناواردی هم به خوبی از متن چنین ادعائی به ماهیت نفاق گوینده آن(نور علی الهی) پی می برد.

del.icio.us  digg  newsvine  furl  Y!  smarking  segnalo

نور علی الهی

1389/10/12 ساعت 13:10

نورعلی الهی =رهبر بزرگ یکی از طوایف اهل حق

نور علی الهی یکی از رهبران طایفه اهل حق می باشد این رهبر اهل حقها در برخی موارد دست خود و دیگر رهبران اهل حق را گشوده است به گونه ای که موجب شده تمامی رهبران اهل حق او را تکفیر کنند.رهبران اهل حق او را تکفیر کردند و از حرفهای او بیزاری جستند که الان اسناد آنها موجود است.اما هیچ فکر کرده اید چرا رهبران اهل حق او را تکفیرکردند!! چرا؟؟

جواب واضح و روشن است چرا که رهبران اهل حق موقعیت خود را در خطردیدند.موقعیتی را با شعبده بازی و....به دست آورده اند با حرف یک نفر از خودشان نابود می شد از این رو دست روی دست نگذاشته و همگی با هم دست به تکفیر این رهبر اهل حق زدند.بهتر است که جملاتی هر چند کوتاه از این رهبر اهل حق ها نقل کنیم تا بار دیگر برادران اهل حق بدانند که جملات این وبلاگ زائیده سخنان و رفتار و نوشتار همین رهبرانیست که آنها را خدا می پندارید!

جامعه اهل حق و طایفه سان به حدی مسموم هستند که به هیچ دوائی مداوا نمی شوند.محکوم به فنا هستند بگذار تا بمیرند در عین خود پرستی.این حرف نور علی الهی رهبر یکی از طایفه های اهل حق است برادران جامعه اهل حق این که دیگر حرف من نیست این حرف بزرگان همین طایفه است .در جای دیگر همین نور علی الهی می گوید:دین حقیقت(آئین یاری)را همین سیدها خراب کردند و در تائید حرف خود شواهدی می آورد که شما می توانید به کتاب آثار الحق جلد یک1مراجعه کنید.

سخن آخر:حالا بدانید که من هیچ غرض شخصی با نصرالدین حیدری و سام الدین مشعشعی و نظام الدین مشعشی و امرالله ابراهیمی و دیگر رهبران اهل حق ندارم این واقعیات پوشیدنی نیست.این واقعیات فراموش کردنی نیست.پس بیایم با تامل در نوشته ها و گفته ها و ......نگاهی دیگر و نگاهی نو به آئین یارسان داشته باشیم ببینیم که آیا آیین یاری و آئین یارستان آئینی صحیح وخدائی است یا اینکه این آئین آئینی ساختگی و شیطانی است.!؟

توصیه:برای تحقیق با تعصب وارد بحث نشوید با دلیل و منطق و.....شروع کنید.

del.icio.us  digg  newsvine  furl  Y!  smarking  segnalo
   1       2    >>