X
تبلیغات
شیکسون

دیدگاه های متفاوت محققین درباره اهل حق

1392/02/29 ساعت 10:35
آئین اهل حق از باب تحقیق و بررسی یکی از آئین و مسلک های بسیار مشکل جهان است.منابع اولیه و اصلی این مطالعه و تحقیق بسیار محدود و بی نهایت تحریف شده و عمدتا غیر قابل فهم و درک است.
در نیم نگاهی به نتایج می بینیم که پژوهشگران این رشته به نتایج بسیار متباعدی از هم رسیده اند که در نتیجه آن دانشجویان و محققان نوپای این آئین دچار سردرگمی و تشویش ذهن شده اند.
به عنوان مثال در بحث اسلام و کفر افرادیکه از اتباع این فرقه هستند عده ای قائل هستند که اینان مسلمان و پاک هستند و در مقابل عده ای دیگر به صراحت قائل به کفرشان شده اند.
از آنجائیکه متون اهل حق حقیقتا قابل تاویل و تفسیر های متعددی است لذا باید برای رسیدن به مطلوب توجه خود را متوجه استدلالهای قانع کننده نماییم و ببینیم کدامیک از تفاسیر و استدلالات قانع کننده تر به نظر می رسد.
و به نظر حقیر نباید در این مورد حرف کسانی را که مدعی هستند در میان این آئین غوطه ور و یا اینکه تحقیقات میدانی کرده اند گوش کرد و بلکه باید به واقع دنبال حقیقت مطلب و آنچه که استدلالیست، بود.
امروزه عده ای اهل حق را کافر و مرتد و نجس می پندارند و هر اهل حق عوامی را هم به همین چوب می رانند ولی عده ای دیگر بر عکس این طایف را به کلی شیعه خلص و 12 امامی می پندارند و به صرف وجود چندی از اسامی ائمه طاهرین در دفاتر انها به این نتیجه رسیده اند یا اینکه با دیدن هیئات عزاداری اهل حق ها به این نتیجه رسیده اند.
ما دچار نوعی برخورد عامیانه به جای برخورد علمی و استدلالی هستیم که باید این مساله از مراکز علمی و تحقیقاتی جمع شود.
عده ای دیگر هم دچار سیاست زدگی هستند و فرقه و جریانی را که به نفع یک جریان خاص سیاسی فعالیت دارد و یا اینکه خنثی است فرقه ای اسلامی می دانند و بقیه را فعالیت در این عرصه منع می کنند.دیدگاه فوق بیشتر مربوط به آقایان امنیتی است که به شدت دیدگاه انحرافی است و مورد انتقاد اکثر فرهنگیان و علما و روحاینون هستند.
این دیدگاه به خاطر نفوذ و قدرت صاحبانش معمولا معظلاتی برای دیگر افراد ایجاد نموده است و فعالیتها را محدود و در برخی موارد حتی منجر به تنگناهای امنیتی،بازداشت و .... می شود.
ما ضمن دعوت از محققین این بخش به عقل گرائی و استدلال برای مطالب و موضوعاتی که مطرح می کنند از مسئولین و امنیتی ها هم درخواست داریم که دیدگاه های خود را به آقایان فرهنگی نزدیک کنند و سعی کنند به جای اعمال زور و فشارهای غیر معقول با ایجاد پنل های گفتگو و دیالوگ با کارشناسان دیدگاه های خود به فرهنگیان نزدیک نمایند و الا حوزه فرهنگ از نظر ما بالادستی و خودش امنیت ساز است نه اینکه امنیت فرهنگ ساز باشد.

به نقل از سایت محاکمه

del.icio.us  digg  newsvine  furl  Y!  smarking  segnalo

وجوه اشتراک و افتراق فرقه دروزیان،علی اللهی، و علویان چیست؟

1391/11/30 ساعت 09:42

پاسخ:

برخی از وجوه اشتراک و افتراق

وجه اشتراک:

همگی خود را منتسب به شیعه از شاخه های آن می باشند با این تفاوت که دروزیان شاخه ای منشعب شده از امام صادقند و سایر امامان را قبول ندارند؛ اما اهل حق دوازده امام را قبول دارند.
یکی دیگر از وجوه اشتراک دروزیان و علی اللهیان آن است که آنان معتقد به الوهیت مخلوق گشته اند. از نگاه دروزیان «الحاکم بأمرالله» صورت ناسوتی الوهیّت است و هموست یگانه، صمد و منزّه از شمارش و همسر، لذا یک دروزی چیزی جز طاعت وی نمی شناسد. دروزی کسی است که اعتراف کند، هیچ خدایی در آسمان و هیچ امامی در زمین جز حاکم وجود ندارد. [1]
اهل حق (علی اللهی) درباره حضرت على (ع) مى‏گویند، که او تجلى ذات خداست، و وى را «مظهر» تمام و کمال خدا مى‏دانند، و اوست که در هر دوره و عصرى ظهور کرده، و در جسم پاکان و مقدسان از اهل حق تجلى مى‏کند. (2)
همان گونه که در پاسخ های پیشین گذشت تناسخ و حلول: «تناسخ‏» یعنى حلول روح از قالبى به قالب دیگر، که در مذهب اهل حق سنگ اساس عقاید ایشان است.
دروزی ها معتقد به انتقال روح از جسم انسان به انسان دیگری می باشند. زیرا نفس را جاودانه دانسته و باور دارند: آنچه می میرد، پیراهن است (جسم) و وقتی که کهنه شد، نفس انسانی به پیراهن دیگر منتقل می شود. دروزیه لفظ تناسخ را به تقمّص تبدیل کرده اند تا سنخ را شامل نگردد
1. ربانی گلپایگانی، ‌علی، ‌فرق و مذاهب کلامی، قم، ‌مرکز جهانی علوم اسلامی، چاپ اول، 1377ه‍، ص311.
2. محمدجواد مشکور، فرهنگ فِرَق اسلامی، ص 78 -84، مشهد، آستان قدس، 1375 ش.


به نقل از سایت پاسخگو

del.icio.us  digg  newsvine  furl  Y!  smarking  segnalo

شناخت اهل حق در چند دقیقه

1391/11/24 ساعت 10:13

یکی از فرقه های فعال و پرجمعیت در ایران فرقه موسم به اهل حق می باشد.اهل حق را با نامهای دیگری همچون یارسان،یارستان و آئین یاری می خوانند.شیعیان اینان را با نامهائی همچون علی اللهی و شیطان پرست و..... یاد می کنند که امروزه اکثر مردم اهل حق این نامها را تهمتی بیش به آئین و مسلک خود نمی دانند.

 ۱-تاریخچه:

الف:موسس

در اینکه این فرقه توسط چه کسی و در چه قرنی تاسیس گردیده نظریات متفاوت است اما آنچه که به عنوان نظریه صحیح می توان آن را پذیرفت این استکه موسس فرقه اهل حق شخصی به نام سلطان اسحاق فرزند شیخ عیسی برزنجه (سنی مذهب) است.سلطان اسحاق را با نامهای دیگری همچون سلطان طریق،شاه،سلطان صهاک و ......نامیده اند.او متولد کردستان عراق است

سلطان اسحاق بعد از فوت پدر با برادران خود درگیر می شود و به همین دلیل از کردستان عراق به سمت ایران فرار کرده و در روستای شیخان که هم اکنون از توابع استان کرمانشاه است سکنا می گزیند.

 

ب:بدعت­های مهم سلطان اسحاق

- بنای خاندان­ها

_ تأسیس جم­خانه به جای مسجد برای انجام امور عبادی

_ روزه سه روزه

_ تعیین پیر و دلیل برای خاندان­ها

_ دستور سرسپاری (مراسمی برای پیوستن رسمی به فرقه اهل حق) به رؤسای خاندان­ها

_ دستور پرداخت نذر و نیاز

 ج:خاندانهای اهل حق

سلطان اسحاق اهل حق را تاسیس و بنای 7خاندان را در اهل حق گذاشت.بعد از گذشت مدتها چهار خاندان دیگر هم به هفت خاندان اصلی اضافه و در زمره خاندانهای اهل حق قرار گرفت.ما خاندانهائی که توسط سلطان اسحاق بنا شده اند خاندانهای اولیه و خاندانهائی که بعدها به وجود آمده اند را خاندانهای ثانویه می نامیم.

خاندانهای اولیه عبارتند از:

  1. خاندان شاه ابراهیمی
  2. خاندان عالی قلندری
  3. خاندان یادگاری 
  4. خاندان خاموشی
  5. خاندان میرسوری
  6. خاندان مصطفائی
  7. خاندان باویسی

خاندانهای ثانویه عبارتند از:

  1. خاندان ذوالنوری
  2. خاندان مشعشعی
  3. خاندان شاه حیاسی
  4. خاندان حیدری

 ۲-اعتقادات

الف:توحید

گرچه مردم اهل حق به «علی اللهی» معروف هستند و برخی از خاندان­ها و سران آن­ها علی (ع) را خدا می­دانند، ولی اشکالات شیعیان به این نظر باعث گردیده است برخی از مردم اهل حق این عقیده را رد کنند و توحید را به عنوان عقیده خود معرفی کنند.اما آنچه که در دفاتر و کتب مقدس آنها یافت می شود این استکه علی (ع)را به عنوان ذات خدا معرفی می کنند بیدن معنا که ذات خدا در علی(ع)حلول نموده است.

 

ب:نبوت و امامت:

در کتب و دفاتر اهل حق و در افواه مردم یارستان نام پیامبران و ائمه زیاد دیده و شنیده شده است.اما به طور خلاصه می توان گفت که مردم اهل حق اگر اعتقادی به ائمه هم دارد از باب دون رهبران ، پیران و مرشدان خودشان است.

 ج:تناسخ

از جمله اعتقادات اهل حق، اعتقاد به تناسخ است.تناسخ عبارت است از انتقال نفس و روح پس از مرگ به جسمی از اجسام است و آن جسم چند چیز می­تواند باشد: نبات، حیوان  و یا  انسان. تناسخ از این نظر فقط تحول و انتقال را در بردارد.[1]

اهل حق می گوید روح هر انسانی بعد از مرگش تا1001دون(روح) در جسمی دیگر حلول می­کند و بعد از آن جاودانه می­شود.در واقع اهل حق قائل به تناسخ محدود است که منجر به انکار مستقیم معاد نمی شود.

. امام رضا (ع) در جواب مأمون که سؤال از تناسخ کرده بود، فرمودند:

هر کس قائل به تناسخ شود به خدای بزرگ کفر ورزیده و بهشت و دوزخ را انکار نموده است».[2]

 

۳-اهل حق و فقه

الف:نماز و روزه

اهل حق نماز را قبول ندارند و بهانه­های مختلفی برای فرار از انجام این فریضه الهی دارند. البته برخی از خاندان­های آن­ها همچون مشعشعی در سال­های اخیر اعلام نموده­اند که نماز را قبول دارند و مدعی هستند که نماز هم  می­خوانند.

اهل حق برای فرار از نماز جایگزینی به نام نیاز انتخاب نموده­اند و معتقدند که نیاز می­تواند جایگزینی برای نماز باشد. نیاز، غذایی است که شب جمعه درجمخانه(مکانی که اهل حق به جای مسجد در آن عبادات خود را به جا می آورند) توزیع می­گردد.(به نقل از جزوه اهل حق)

اهل حق به جای یکماه سه روز روزه می گیرند.اهل حق دو نوع روزه دارند10-روزه قولطاسی2-روزه مرنوی

زمان روزه ها  هم به ماه شمسی در چله زمستان کردی قرار دارد.

 ۴-مقدسات اهل حق

الف:سبیل

یکی از مقدسات اهل حق، گذاشتن شارب بلند است موحد بشیری از مریدان اهل­حق می­گوید: برای هر فرد اهل حق واقعی، ضروری و واجب است که به احترام دستور، و برای شناسایی فرقه ازچیدن سبیل تحت هر عنوانی خودداری نمایند.[3]

 ب:شیطان

عده ای مردم اهل حق شیطان را مقدس می شمارند و در مقابل کسانی که شیطان را لعن کنند موضعگیری میکنند اما عده ای دیگر شیطان را مانند شیعیان مطرود و رجیم می دانند و هیچگونه تقدسی برای آن قائل نیستند.

 ج:سادات اهل حق

سادات اهل حق، سیّد هاشمی نیستند؛ بلکه از اولاد یکی از سران دودمان­ها می­باشند.[4]اما در برخی مناطق به اشتباه رهبران و بزرگان اهل حق را سید هاشمنی می انگارند.

 ۵-منطقه شناسی اهل حق

اهل حق در ایران

جمعیت اهل حق به صورت اجمالی در استانهای کرمانشاه،لرستان،آذربایجان شرقی و غربی،تهران،مازندران،زنجان و همدان گسترده شده است اما بیشترین جمعیت اهل حق در استان کرمانشاه می باشد.

 


  (1). عقاید استدلالی، ص219.

  (2). وسائل الشیعه، ج 28، ص 341، ح 34909؛ بحار الانوار، ج4، ص320.

 (3). شناخت رهروان عشق علی، ص 230.

 (4). خاکسار و اهل حق، ص 145.


ماندانا یادگاری

del.icio.us  digg  newsvine  furl  Y!  smarking  segnalo

جواب به یک نظر

1390/09/25 ساعت 14:49

با سلام//خانم ماندانا یادگاری مدتهاست به وبلاگ شما سر میزنم راستش هنوز جواب این سوال که هدفت چیه و از طرف چه گروهی ساپورت میشی رو پیدا نکردم//


بسم الله

با سلام

برای من مهم نیست شما در مورد من چه فکری می کنید این یادداشتهای شخصی بنده است و به هیچ گروه و فکری هم وابسته نیست.شاهد بر این مدعا هم سه بار فیلتر شدن است.


برای بار اول تصمیم گرفتم یادداشت کوتاهی براتون بزارم:1:وبلاگ حضرتعالی ماهیتی جز توهین دروغ افترا  و لات بازی نداره


شاهدی اگر برای این مساله دارید بنویسید بنده در اسرع وقت آن را حذف خواهم نمود.اما اگر جایی استدلالی است ولو اینکه به مذاق شما خوش نیست باید تحمل داشته باشید.


2:برای تک تک توهین ها و تهمت هات به پیروان حضرت سلطان حقیقت جوا دندان شکن وجود داره اما1جواب ابلهان خاموشیست


مطمئن هستم اگر جوابی برای گفتن داشتید ثبت می نمودید ولی .....

البته قبل از شما هم چنین حرفهایی بوده است ولی در نهایت به این نتیجه رسیدم که حرفی برای گفتن ندارند.


2ماهیت حضرتعالی مشخص نیست وارزشی برای جواب دادن به آدمی که با اسم یک دختر توی نت فقط توهین و دروغ پراکنی میکنه وجود نداره


مولای متقیان می فرماید: نگاه نگنید چه کسی می گوید،بلکه ببینید چه می گوید.

هرچند که بنده را دوستان می شناسند و حتی در کرمانشاه مجمعی از وبلاگ نویسان با بنده در حال فعالیت هستند.


//3:چرا اسم این وبلاگ اهل حق وآیین یاری گذاشته شده؟درحالی که فقط با هدف توهین به اهل حق ایجاد شده


اسم وبلاگ و دلنوشته را شخص نویسنده انتخاب می کند و تحمیلی نیست.

در ضمن اگر توهینی باشد بنده مشتاقانه حذف خواهم نمود اما اثبات توهین بودن هم باید بشود.



//4:شما اندر خم یک کوچه اید و نمیخواهید بپذیرید در این دوران همه حق زدگی و آزادی دارند کسی و گروهی نمیتوانند بر همه ریاست و قلدری کنند و البته ظلم توام با ناجوانمردی


نوشتن حق بنده است و قلدری و ..... هم نیست ولی در عوض جواب دادن هم حق شماست که معمولا جوابی نمی دهید.


5:میدانی در ایران چند نفر اهل حق وجود داره؟انتظار شما مبنی بر اینکه ما از دین خود برگردیم بسیار بیجاست و رویاییست که ...


بنده هیچ انتظاری از شما ندارم برای برگشت از دینتان،من آنچه صلاح هست می نویسم می توانید پند و می توانید ملال .....


6:ما پیروان حضرت سلطان بمانند امثال شما عادت به توهین و رد و تخریب ادیان دیگر رو نداریم والا نقطه ضعف به تعداد موهای حضرتعالی وجود دارد


توهین باشد حذف خواهد شد اما در صورت اثبات،اما اگر قصد شما و سلطان اسحاق عدم دستگیری از دیگران است خوب باید بگویم که آئین ناقصی دارید

پس ارکان آئین یاری چه می شود

جوانمردی یعنی اینکه دست دیگران را نگیری و اگر می بینی کسی به چاه می رود سکوت کنی!


7:فکر نمیکنید به جای این کار بهتره وقت خودت رو صرف گفتگوی واجب با خدا کنید؟یا شاید در آیین شما ثواب تهمت و دروغ بیشتره؟


گفتگوی واجب با خدا به جای خود باید باشد ولی فکر می کنم این نوشتن ها (700 مقاله در نقد اهل حق) فردای قیامت دستم را خواهد گرفت و لو اینکه یک نفر از این رهگذر رهیافته باشد.


8:اگه از نظر شما سه روز روزه در روزهای کوتاه کمه وخوردن آشامیدن در اون مدت زیاده میتونید سه ماه تابستان را روزه بگیرید و هیچی هم جز نان و خرما نخورید باشد که دست دیگران را هم بگیرید


از نظر بنده نه سه روز کم است و نه سه ماه زیاد

مهم این است که امر مولی را اطاعت کرده باشیم که رعایت نکرده ادی و خود ساخته ای در مقابل دستور صریح قرآن دارید.


9:سرکار خانم ویا گروه پشت صحنه هیچ کس رو داخل قبر دیگری نمیزارن و کسی بجای کس دیگر مجازات نمیشود اگر تعرض های شما به بیت المال و جولانتان بر اموال کشور و بر زمین گذاشته شدن صدها سر گرسنه بدلیل اون، مجازاتی نداره بعید میدونم ما به جرم اینکه پیرو ایین شما نیستیم مجازات بشیم


مجازات هر کسی در وقت خود و به جای خود باید باشد.بنده طرفدار هیچ حزب و گروهی نیستم و نخواهم بود.تهمت شما به بنده رو هم به نظرم باید نادیده گرفت چون نمی دونی که من در چه وضعیتی زندگی می کنم...



10:انگار شما از اینکه مردم مظلوم اهل حق از سر شعور و پایبند بودن به عقایدشان در برابرامثال شما ساکتند فقط سواستفاده وهوچیگری میکنید؟


شاهد بر این مدعا را بیاورید(مستند ارائه کنید)


11:حرف بسیار است اما همین اندازه کافیه از خدا بترسید و بساط این وبلاگ رو جمع کنید در غیر این صورت شما را به مولا و مقتدایمان مولا علی واگذار میکنیم.


چشم.توصیه شما را بارها از مولایم علی خوانده ام - و اما اینکه بنده را واگذار کنند به عشقم و تمام وجودم از آرزوهای دیرین من است.

امیدوارم موفق و پیروز باشید.


del.icio.us  digg  newsvine  furl  Y!  smarking  segnalo

افشا

1389/10/12 ساعت 14:34

داستان متولد شدن سلطان اسحاق(صهاک)

اینطور مشهور شده است که او یعنی سلطان اسحاق فرزند پیر مرد فرتوتی به نام شیخ عیسی برزنجه است جالبه که بدانید شیخ عیسی برزنجه در زمان تولد سلطان 130 سال داشت،بحث از اینجا شروع می شود.داستانها ساخته اند و قلمها هدر داده اند اما من امروز می خواهم گوشه ای از این ماجرا را که کسی به آن نپرداخته است روشن نمایم تا بدانید که سلطان اسحاق کیست.

روزی و روزگاری در یکی از روستاها و توابع برزنجه به نام مرزنجه پیر مردی فرتوت به نام شیخ عیسی برزنجه سنی مذهب زندگی می کرد اوهمسری نداشت و تنها بود.روزی عده ای از مسافران و .......که از این روستا گذر می کردند این پیر مرد 130ساله را دیدند و از روی ترحم با او صحبت کردند آنها متوجه شدند که این پیر مرد از تنهائی می نالد تصمیم گرفتند که برای او تدارک ازدواج ببینند و از دهکده پائین برای او خواستگاری کنند،از قضا درب خانه دایراک خاتون را زدند و او هم که شاید در خانه خود ترشیده بود بدون اینکه شیخ عیسی را ببیند با خواستگاران راهی مرزنجه شد تا ...............

بعد از گذشت 9ماه از این ماجرا دایراک بچه ای به دنیا آورد و اسم اورا اسحاق یا صهاک نهاد.اما اینجا در بین پسران دیگر شیخ عیسی اختلاف افتاد که پدر ما پیر مرد 130ساله چگونه ممکن است که فرزند دار شود و.................

چند نظریه را ارائه نمودند که به این نتیجه رسیدند که صهاک پسر و فرزند پدر ما(عیسی)نیست.بلکه او پسر همان خواستگارانی است که برای شیخ عیسی به خواستگاری رفتند و در بین راه کار را تمام نموده اند.

پس از همین جا پسران شیخ عیسی به نام قادر و خدر و سلامت بنا بر این نهادند که بعد از فوت پدر به سلطان اسحاق از سهم الارث چیزی ندهند و همین جور هم شد/بعد از فوت شیخ عیسی برزنجه برادران با اسحاق بر سر ارث و میراث اختلاف پیدا کردند و از همین جا بود که او را از برزنجه فراری دادند و او مجبور به ترک برزنجه و فرار به سوی اورامان گردید........

ادامه دارد............

del.icio.us  digg  newsvine  furl  Y!  smarking  segnalo

السلام علیکم یا علی بن موسی الرضا ع

1389/10/12 ساعت 14:33

صبح ساعت ۱۰ صبح به مشهد رسیدم (روز شنبه)اول کاری که کردم وضو گرفتم و غسل کردم و با طمانیه به زیارت حضرت عشق ضامن آهو علی بن موسی الرضا رفتم و از او خواستم که مرا در این راه کمک کند .

جای هر اهل حقی خالی است تا مقایسه کند بین زیارتگاه های اهل حق و .....تا ببیند که تفاوت از زمین تا آسمان است.بچه بودم که بابایم ما را به زیارتگاه های اهل حق می برد هیچ وقت یادم نمی رود که زیارتگاه ها را تبدیل به تفریحگاه کرده بودند و مردم به فکر همه چیز بودن به غیر از زیارت.فقط یک جمله را می گفتند و آن اینکه یا سلطان پناه و....................

خدایا شکر که این توفیق را نصیب من کردی تا به این راه مشرف شوم و در کنار آن عده ای را هم هدایت کنی.

به هر حال الان در کافی نت کنار حرم عشق می نویسم.برای همه شما دعا می کنم که هر کدامتان به زودی حلاوت این زیارت را بچشید.(ان شاء الله)وقت ندارم باید بروم و الا حتما یک پذیرائی از اهل حقها می کردم ولی دوستان منتظرم هستند.شاید کنجکاو شوید ولی اجمالا بگویم که ما با دانشگاه .....به مشهد آمده ایممحل اسقرارمان هم دانشگاه ........ است

del.icio.us  digg  newsvine  furl  Y!  smarking  segnalo

افشا

1389/10/12 ساعت 14:31

با سلام خدمت خوانندگان وبلاگ

چند روزی بود که در وبلاگ پردیور شخصی بانام کمال می آمد و بالاخره عقده ها و کینه های این شخص به حدی بود که حتی به مدیر وبلاگ و خوانندگان و .....از جمله خود من توهین می کرد .ولی مدیر این وبلاگ که خودش از اهل حقهای قدیم بوده است نه جواب می داد و نه نظرات را کاری می کرد من هم مجبور شدم که طی یک نامه از طریق ایمیل از او بخواهم که نظرات را تائید کند او هم این کار را کرد .اما جالبه بدونید که همین شخص بعد از اینکه از توهین کردن و عقده خالی کردن در ان وبلاگ خسته شد و دیگر کاری از او بر نمی امد با یک نام دیگر خواست آبروی بر باد رفته خود را جمع کند که این بار با نام یک اهل حق نظراتی را این بار در وبلاگ من(اهل حق و آئین یاری) به ثبت می رسانید که متاسفانه نه تنها توهین به اشخاص حقیقی و حقوقی می کرده است بلکه در بعضی مواقع مرا (شخص خودم را)هم مورد تهمت و افتراء قرار می داد گذشت/چند باری به او تذکر دادم اما چون گوش نکرد و اسم حرفهای او را هم نظر نمی توان گذاشت از این به بعد مجبور به تائید نظرات وبلاگ می شوم .البته این را هم بگویم که من نظرات را هر چند مخالف باشند و تند بنویسند تائید می کنم اما فقط در یک صورت نظرات را تائید نمی کنم :

اینکه نظر حاوی مطالب غیر اخلاقی و بی ادبی و فحش به هر فرد و شخص باشد چرا که درست است که ما در نظر خود آزادیم اما مجاز نیستیم که به دیگران فحش و ناسزا بگوئیم.هر انسان آزاده ای بر روی زمین این مطلب را می فهمد و درک می کند و از این کار بی زار است.

del.icio.us  digg  newsvine  furl  Y!  smarking  segnalo

سوگندهای مرسوم در میان اهل حق

1389/10/12 ساعت 14:30

سوگند به قرآن زرده در منطقه کنگاور مرسوم است.(ان شاء الله در آینده مقاله ای در توضیح این نام مجهول مانند دیگر الفاظ در بین اهل حق ها!!می نویسم).

سوگند به نذورات جمخانه(درغالب طوایف اهل حق این سوگند مرسوم است).

سوگند به سید!!و بزرگ خودشان(در غالب طوایف اهل حق این نوع سوگند مرسوم است).

سوگند به رهبران طوایف(مشعشعی های کنگاور و اطراف اسد اباد از این نوع سوگند استفاده می کنند).

سوگند به سلطان اسحاق یا سلطان صهاک یا سلطان حقیقت!!(این سوگند در بین تمام طوایف یارسان و یارستان مقبول و مرسوم است).

del.icio.us  digg  newsvine  furl  Y!  smarking  segnalo

اعدام یک نفر بی گناه با قسم دروغ اهل حق

1389/10/12 ساعت 14:28

طایفه یارسان در دادگاههای جمهوری اسلامی ایران برای قسم خوردن مانند سایر مسلمانان سوگند داده می شوند لیکن شنیده شده است که برخی از آنها گفته اند :ما قسمهای دروغمان را به سوگندهای مسلمانان و سوگندهای راستمان را به مقدسات مکتب اهل حق!ادامیکنیم. داستان اینجا شروع می شود که در جریان یک قسامه گروهی از فرقه اهل حق در غرب کشور به راحتی با 50 قسم دروغ بی گناهی را به اعدام رساندند.

دو مطلب مهم =

یک:اینکه کسانی که این کار زشت و غیر انسانی را مرتکب شدند بدانند که خداوند در کمین آنهاست و قیامت جواب این کار زشت را خواهند دید.

دو:اینکه برای جلوگیری از تکرار این حوادث دو راه کار را پیشنهاد می دهم:

الف:اهل حق!و طایفه یارسان فقط به مقدسات خودشان قسم بخورند.

ب:جامعه یارستان علاوه بر سوگند مسلمانان به مقدسات خودشن هم قسم بخورند.

del.icio.us  digg  newsvine  furl  Y!  smarking  segnalo

مشعشعی ها بخوانند

1389/10/12 ساعت 13:56

 خطاب به یک اهل حق مسلمان(مشعشعی):

شما چه میدانید که فرمایشات سلطان چه بوده ؟! شما غیر از فرمایشات حضرت خان الماس دیگر چیزی ندارید ؟! اخیرا افاضات آقایان هم البته به دستورات مذهبی تبدیل شده و متاسفانه در کنار کلام خان الماس قرارگرفته است !
در فرمایشات سلطان در کلام سرانجام نماز وجود ندارد و روزه هم 3 روز تعریف شده . خودتان هم میدانید که دیگر پیرو سلطان نیستید ولی از گفتی این جمله هراس دارید و البته شک دارید .
مولای شما فعلا آقا سام است که با یک فاحشه آلمانی ازدواج کرده و به جای کلام سرانجام شب و روز دیکشنری آلمانی مطالعه میکند . غیر ازین است ؟
آیا در مراسمات ذکر و مدح در وصف ذات ایشان نمیخوانید ؟!
من برای شما خیلی بیشتر ازینها حرف دارم . . . اگر بیشتر ادامه دهید مجبور میشوم بقه اش را هم بگویم که امیدوارم چنین نشود .

del.icio.us  digg  newsvine  furl  Y!  smarking  segnalo
   1       2    >>